۰
 
کد مطلب: 67063 |
 
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۲۸
دگردیسی سیاست خارجی دولت ترکیه از تنش صفر با همسایگان تا سیاست تهاجمی
 
 
بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه در سال 2002 میلادی سیاست خارجی آنکارا هم دچار تغییر گردید، سیاست نگاه صرف به غرب و دوری گزینی از شرق و همسایگان به‌ویژه کشورهای عربی منطقه خاورمیانه(کمالیسم) کنار گذاشته شد و فصل نوینی در سیاست خارجی این کشور گشوده شد.

علی حیدری منور کارشناس علوم سیاسی طی یادداشتتی در پایگاه اطلاع رسانی میانا نوشت: بر اساس نظریه تنش صفر با همسایگان  که از سوی تئوریسین حزب عدالت و توسعه، احمد داوود اوغلو ارائه گردیده است، ترکیه تلاش کرد تا در اولین گام به بهبود روابط با همسایگان خویش بپردازد. ترکیه در این راستا با کمک دولت‌های غربی و روسیه در سال ۲۰۰۸ میلادی با ارمنستان موافقت‌نامه دوستی به امضاء رساند.

 

سیاست تنش صفر با ارمنستان با واکنش منفی آذربایجان هم روبرو گشت ولی دولتمردان ترکیه بی‌توجه به مناقشه قره‌باغ کوهستانی و واکنش منفی دولت باکو تصمیم خویش را گرفته بودند. ترکیه سیاست تنش صفر با دولت‌های عراق و سوریه که در زمینه‌ی منابع آبی با آن‌ها سال­ها دچار مشکل بود را ادامه داد و حتی سیاست تنش صفر با همسایگان در مورد سوریه تا آنجا پیشرفت داشت که رابطه اردوغان و بشار اسد بیشتر به رابطه خانوادگی مشابه شده بود و دو طرف روابط دوستانه و بسیار دوستانه بی‌سابقه‌ای داشتند.

 

سیاست داخلی ترکیه هم موازی با سیاست خارجی این کشور به سمت حل‌وفصل مشکل دولت با کردها پیش می‌رفت. دولت ترکیه بر اساس دکترین داوود اوغلو سیاست تنش‌زدایی را نه‌تنها در سیاست خارجی بلکه در داخل این کشور هم طراحی و به مورد اجرا گذاشت. این سیاست که برای کاهش یا به صفر رساندن تنش‌ها و بحران‌های قومی و نژادی داخلی ترکیه طراحی‌شده بود، با برخی امتیازات ظاهری به کردها و تبلیغات دولت ترکیه پیرامون بهبود وضعیت و شرایط عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه همراه بود.

 

سیاست صلح با کردها که بعد از مدت‌ها و با مذاکرات گسترده با کردها و به‌خصوص شخص عبدالله اوجالان به نتیجه رسیده بود، دارای نکته بسیار جالبی بود، اینکه اعضای پ‌.ک‌.ک باید اسلحه خود را به ارتش ترکیه تحویل داده و از خاک ترکیه خارج شوند. در راستای سیاست تنش صفر با همسایگان و  حل و فصل مساله کردها اقتصاد ترکیه نیز رو به رشد بود. حزب عدالت و توسعه توانست تورم را تک رقمی کرده و نرخ بیکاری در ترکیه را به ۱۰ درصد برساند.

 

ترکیه توانست با جذب سرمایه های خارجی به ویژه از کشورهای عربی به اقتصاد این کشور سروسامان دهد. حزب عدالت و توسعه توانست درآمد سرانه ترکیه را به ۷۴۰۰ دلار برساند و تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۶ درصد افزایش یافت. این پیشرفت ها در سایه سیاست های آزادسازی، خصوصی سازی و همراهی با اقتصاد بازار جهانی حاصل گردید.

 

با شروع بهار عربی که از نظر نویسنده مولود سیاست های غرب در منطقه خاورمیانه جهت اجرای "طرح خاورمیانه جدید" و تجزیه کشورهای منطقه است، سیاست خارجی دولت ترکیه از تنش صفر با همسایگان به سمت سیاست تهاجمی سیر می‌کند که تلاش دولت ترکیه برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه در راستای احیا و بازآفرینی دوره قدرت عثمانی که از آن با عنوان نوعثمان گرایی یاد می‌شود، در این راستا ارزیابی می‌شود. البته در این جا نمی توان از نقش غرب در شکل گیری تئوری نوعثمان گرایی نیز غافل شد.

 

نوعثمانیسم به دنبال ارائه رهیافتی معتدل از سکولاریسم در داخل و یک سیاست خارجی فعال در امور خارجی است. در پاردایم نوعثمانی آنکارا در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و نفوذ فرهنگی در نواحی که ترکیه دارای منافع استراتژیک و ملی دارد، بیشتر از قدرت نرم و هوشمند استفاده می‌کند. نوعثمانیسم به دنبال عظمت و خود اعتمادی در سیاست خارجی است. درواقع نوعثمانیسم ترکیه را به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای ملاحظه می‌کند. در نوعثمانیسم همسویی با غرب در کنار جهان اسلام مطرح می‌شود.

 

اما سیاست‌های تهاجمی ترکیه برای بازآفرینی دوره عثمانی باعث شد تا روابط ترکیه با بسیاری از کشورهای منطقه وارد تنش‌های بی‌سابقه‌ای شود، به‌طوری‌که روابط آنکارا با عراق و سوریه و غیره آسیب‌های زیادی دید. حمایت از گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه و اجازه به تروریست‌ها جهت ورود و خروج از مرزهای ترکیه عراق و سوریه را وارد شرایط بحرانی نمود. علاوه بر جاه طلبی های مقامات ارشد ترکیه برای سوء استفاده از شرایط بحرانی منطقه غرب آسیا نمی توان به راحتی از نقش غرب در کشاندن پای ترکیه به کشورهای بحرانی منطقه شامل عراق و سوریه نیز به راحتی گذشت.

 

غرب برای تغییر جغرافیای سیاسی منطقه غرب آسیا، ترکیه را بهترین گزینه برای اجرای سیاست های خویش در این منطقه یافته است. ترکیه در راستای سیاست تهاجمی خویش و دخالت در کشورهای منطقه نیاز به جلب حمایت‌های مردمی داشت تا این‌گونه وانمود کند که دولت ترکیه جهت دفاع از امنیت آنکارا در سیاست خارجی خویش تغییراتی صورت داده است.

 

کودتای مشکوک در ترکیه، شروع بمب‌گذاری‌ها و  سرکوب کردها علیرغم سیاست قبلی این کشور در زمینه‌ی حل کردن کردها در جامعه ترکیه، در این راستا ارزیابی می‌شود. حزب عدالت و توسعه در جهت پیشبرد سیاست خارجی تهاجمی خویش و دخالت در کشورهای همسایه وضعیت بغرنج داخلی را طراحی نمود ولی با نا امن شدن ترکیه این دولت آنکارا است که نهایتا متضرر خواهد شد.

 

همچنین علیرغم خواست و انتظار ترکیه، دخالتش در امور سوریه و تلاش برای براندازی دولت قانونی آن، موجب تقویت کردهای سوریه یعنی حزب اتحاد دموکراتیک کرد شد و آن‌ها نیز در شمال شرق سوریه، خودمختاری کردستان سوریه را اعلام و شهر قامشلی را به‌عنوان پایتخت خود تعیین کردند. این در حالی است که استقلال و خودمختاری کردهای سوریه همیشه به‌عنوان یکی از خطوط قرمز جدی ترکیه در سوریه مطرح بوده و این اواخر ارتباط آنکارا با آمریکا نیز به دلیل حمایت واشنگتن از کردهای سوریه برای مقابله با گروه‌های تروریستی علی‌الخصوص داعش رو به سردی گذاشته بود که البته نمی توان از این نظریه که اختلاف ترکیه و آمریکا یک بازی سیاسی است به راحتی گذشت.

 

آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که شکست ترکیه در پروژه آنها در منطقه غرب آسیا شکست غرب در منطقه تعبیر خواهد شد و با ایجاد برخی اختلافات صوری این گونه القاء خواهند نمود که شکست ترکیه شکست غرب نیست.با تغییر نخست‌وزیر در ترکیه که سوال برانگیز است، آنکارا در عرصه سیاست خارجی به برخی اقدامات دست زد که کارشناسان امور ترکیه این‌گونه برداشت کردند که دولت ترکیه به دنبال تغییرات بنیادین در سیاست خارجی خویش است اما این دیدگاه در عمل خود را نشان نداد.

 

بهبود رابطه با روسیه و اسرائیل و  اعلام حمایت از باقی ماندن بشار اسد در این راستا ارزیابی می‌شود. کارشناسان سیاسی اعلام داشتند که ترکیه دوباره به سیاست خارجی تنش صفر با همسایگان بازگشته است. اما دخالت در امور داخلی عراق با ورود نیروهای ارتش ترکیه به عراق و تهدید دولت بغداد در قضیه آزادسازی موصل نشان داد که آنکارا همچنان بر رویه سابق اصرار دارد.

 

مبارزه صوری با داعش نیز به‌عنوان پیشران سیاست خارجی تهاجمی ترکیه عمل می‌کند. مطمئناً سیاست خارجی تهاجمی دولت ترکیه در تضاد با منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران است و متأسفانه مسئولان ایرانی و روسیه با خوش‌بینی نسبت به تغییر سیاست خارجی ترکیه شاهد ورود نیروهای ترکیه به عراق بودند. در شرایط کنونی تقویت محور مقاومت در سوریه و عراق و حمایت های فنی و لجستیکی از نیروهای مقاومت بهترین گزینه در مقابل زیاده‌خواهی‌ها و جاه‌طلبی‌های دولتمردان ترکیه است که می‌خواهند با پیشبرد اهداف خویش در غرب آسیا باعث کاهش نفوذ ج.ا.ایران در این منطقه شوند.

 

اما نهایتا نویسنده نتیجه گرفته است که ترکیه در دوران قبل از بهار عربی با اتخاذ دیپلماسی نرم دل مردم منطقه غرب آسیا را به دست آورده بود و با اشتباه محاسباتی مسئولان ارشد این کشور و نیز با تحریک غرب به سمت سیاست تهاجمی پیش رفت. برای اتخاذ سیاست تهاجمی نیاز به تهییج افکار عمومی کشور خویش داشت که این راه دولت ترکیه راهبرد نا امن ساختن ترکیه را در پیش گرفت.

 

اما نکته مهم در این است که ترکیه تاکنون به اهداف خود نرسیده و نخواهد رسید. اردوغان روزی خواهد فهمید که جاه طلبی های وی و بازی در زمین غرب نتیجه ای برای ترکیه نداشته است. با جاه طلبی های اردوغان و توطئه غرب جهت به سقوط کشاندن اقتصاد ترکیه به عنوان یک کشور اسلامی اقتصاد این کشور در حال بازگشت به دوران قبل از سال ۲۰۰۲ میلادی است.

 

پیش بینی می شود که حزب عدالت و توسعه جهت جلوگیری از سقوط در آینده با بازگرداندن داوود اوغلو دوباره سیاست تنش صفر با همسایگان و حل مسائل داخلی را دوباره از سر بگیرد. اما معلوم نیست که این بار کردها چه واکنشی به دولت آنکارا بدهند.

 

انتهای پیام/

 
 
 
 

نظر شما در مورد این مطلب